گلا و وی دو پزشک جوان در بیمارستانی در تایلند هستند که از کودکی نگاه متفاوتی به مسئله مرگ داشتهاند. پس از آنکه هر دو به شکل مستقیم حضور یک روح را در بیمارستان میبینند، تصمیم میگیرند به جای ترسیدن، پدیده را مانند یک تحقیق علمی بررسی کنند. آنها دوربین، حسگر و آزمایشهای مختلف طراحی میکنند تا وجود روح را با مدرکی قابل تکرار ثابت کنند. نخستین تلاشها نتیجه روشنی ندارند و وسواس آنها با پروژه بیشتر میشود. وی انگیزه شخصیتری دارد و میخواهد بداند آیا بعد از مرگ واقعاً چیزی باقی میماند. زمانی که یکی از آزمایشها به حادثهای جدی منجر میشود، مرز میان پژوهشگر و موضوع تحقیق از بین میرود. گلا باید با پیامد کاری روبهرو شود که قرار بود فقط کنجکاوی علمی باشد و اکنون زندگی نزدیکانش را تحت تأثیر قرار داده است. دو دوست کمکم میفهمند اثبات وجود روح یک مسئله است و کنترل ارتباط با مردگان مسئلهای کاملاً متفاوت، بهخصوص زمانی که فرد مرده هنوز خواستهای حلنشده در جهان زندهها دارد.