گروهی از دانشمندان به آزمایشی مرتبط با سفر در زمان یا واقعیت جایگزین دست میزنند، اما نتیجه کنترلنشده آنها را وارد موقعیتی میکند که گذشته و آینده به شکل خطرناکی روی هم میافتند. در ادامه، هدف اولیه معنای تازهای پیدا میکند و شخصیتها ناچارند میان خواسته شخصی و جمعی انتخاب کنند. ساختار قصه همزمان، روی واکنشهای کوچک مکث میکند و از این راه مشخص میشود چگونه یک تصمیم کوچک مسیر بعدی را عوض میکند. موقعیت مرکزی اثر، ریتم حرکت شخصیتها را تعیین میکند و همین ویژگی تصمیمهای بعدی را قابلفهمتر میسازد. فراتر از اتفاق اصلی، وفاداری به آزمون گذاشته میشود و این بخش با نتیجه اتفاقات بیرونی پیوند میخورد. بدون توضیح دادن پایانبندی، مسیر رسیدن به پاسخ حفظ میشود؛ و به این ترتیب «آزمایش فراموش شده» هویت خود را از همان موقعیت مرکزی میگیرد. یکی از محورهای مهم، میل به استقلال مطرح میشود و این بخش به شناخت بهتر شخصیت مرکزی کمک میکند.