کلر به دلیل مشکلات مالی و شخصی وارد آزمایش بالینی یک داروی تازه میشود و همراه چند داوطلب دیگر در مرکز تحقیقاتی بستهای اقامت میکند. در ابتدا قوانین سادهاند: دارو مصرف میشود، خواب و علائم ثبت میشوند و شرکتکنندگان پس از چند روز پول میگیرند. پس از بروز عارضهای مرگبار، گروه متوجه میشود هرکس بخوابد ممکن است جانش را از دست بدهد. درها بستهاند، ارتباط با بیرون محدود شده و مسئولان آزمایش نیز تمام اطلاعات را در اختیارشان نمیگذارند. خستگی به سرعت قضاوت و اعتماد افراد را مختل میکند و هرکس برای بیدار ماندن به روش متفاوتی متوسل میشود. کلر به همراه امیر و دیگران تلاش میکند ترکیب دارو و دلیل پنهانکاری شرکت را بفهمد. ساعتها میگذرد و بدن انسان نمیتواند برای همیشه در برابر خواب مقاومت کند. آنها باید پیش از فروپاشی جسمی و روانی راه خروج یا پادزهر پیدا کنند و بفهمند آیا مرگها عارضهای پیشبینینشده بوده یا خطر از ابتدا در دادههای آزمایش وجود داشته و عمداً پنهان شده است.