کایل و سوین دو قاچاقچی سطح پاییناند که برای شبکه مواد مخدری در جنوب آمریکا کار میکنند، اما حتی رئیس اصلی خود، مردی با نام «فراگ»، را از نزدیک ندیدهاند. آنها به آرکانزاس فرستاده میشوند و زیر نظر برایت، پارکبانی که خودش بخشی از شبکه است، با هویت جعلی در یک پارک زندگی میکنند. روزها نقش کارمند عادی را بازی میکنند و شبها محمولههای مواد را جابهجا میکنند. سوین همزمان با پرستاری به نام جانا وارد رابطه میشود، در حالی که کایل بیش از او به ساختار سازمان و هویت رئیسشان مشکوک است. یک معامله ناموفق باعث مرگهایی میشود که آن دو نمیتوانند به راحتی به بالادستیها گزارش کنند و همین راز آنها را از مسیر معمول شبکه خارج میکند. در بخش موازی داستان، گذشته فراگ و نحوه ساختن امپراتوری کوچک او روشن میشود. فیلم با تقسیم روایت به فصلها نشان میدهد چگونه دو کارگزار کماهمیت، فقط با یک تصمیم اشتباه، وارد زنجیرهای میشوند که به ردههای بالاتر جرم سازمانیافته میرسد.