مو دایموند، پولشوی جوان در نیویورک، همراه دوست و شریکش اسکَنک مقدار زیادی پول نقد متعلق به شبکهای جنایی را جابهجا میکند. معامله به تیراندازی و تعقیب پلیس میانجامد و خودرو آنها تصادف میکند. مو پس از حادثه به هوش میآید اما بخش بزرگی از حافظهاش را از دست داده و حتی دقیقاً نمیداند خودش چه کسی است. کیف پول ناپدید شده، پلیسهای فاسد دنبال آن هستند و افراد شبکه نیز تصور میکنند مو ممکن است پول را دزدیده باشد. اسکَنک تلاش میکند گذشته و روابطشان را برای او توضیح دهد، اما مو نمیتواند مطمئن باشد حرفهای دوستش تا چه اندازه کامل است. در حالی که قطعههای حافظه کمکم بازمیگردند، او متوجه میشود پرونده به فساد پلیس و معاملهای بزرگتر از پولشویی معمولی مرتبط است. مردی که پیش از حادثه قواعد دنیای جرم را خوب میشناخت حالا باید بدون اعتماد به خاطرات خودش تصمیم بگیرد به چه کسی تکیه کند و آیا زندگی گذشتهای که در حال به یاد آوردنش است اصلاً چیزی است که میخواهد دوباره به آن برگردد.