در نروژ سال ۱۲۰۶، کشور درگیر جنگ داخلی است و مرگ پادشاه باعث شده آینده تاجوتخت نامعلوم شود. تنها وارث قانونی، نوزادی به نام هاکون هاکونسون است و گروه رقیب باگلرها میخواهد پیش از آنکه کودک به محل امن برسد او را پیدا و از میان بردارد. دو جنگجوی بیرکباینر، تورستاین و شِروالد، مأمور میشوند نوزاد را در میان زمستان سخت نروژ به دربار منتقل کنند. تعقیبکنندگان از تعداد و امکانات بیشتری برخوردارند و مسیر کوهستانی نیز تقریباً به اندازه دشمن خطرناک است. شروالد خانوادهای دارد و در آغاز بیشتر به بازگشت سالم فکر میکند، اما اهمیت مأموریت باعث میشود نتواند کودک را رها کند. در سوی دیگر، خیانت و رقابت داخل دربار نشان میدهد حتی رسیدن به مقصد نیز پایان خطر نیست. دو مرد باید از اسکی، شناخت کوهستان و اعتماد به یکدیگر استفاده کنند تا وارث را زنده نگه دارند؛ کودکی که سرنوشتش میتواند نتیجه سالها جنگ داخلی و آینده پادشاهی نروژ را تغییر دهد.