پس از زمینلرزهای ویرانگر در کالیفرنیا، گروهی از بازماندگان و نیروهای نظامی تلاش میکنند در میان شهرهای فروپاشیده نظم و امنیت را حفظ کنند. کمبود منابع و بیاعتمادی، سفر آنها به سمت منطقه امن را دشوار میکند. مسیر قصه بهتدریج، تردیدها را پررنگ نگه میدارد تا بدون توضیح مستقیم روشن شود که اعتماد بهسادگی به دست نمیآید. فضای پیرامون شخصیتها، راه فرار ساده را میبندد و این فشار تنش را بدون افشای پایان حفظ میکند. در لایه شخصی داستان، ترس از شکست دیده میشود که بهمرور دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. همزمان با تغییر شرایط، رابطهها پیچیدهتر میشوند و افراد درگیر ماجرا باید هدف مهمتر را دوباره مشخص کنند. در بخش عمده روایت، مسیر رسیدن به پاسخ حفظ میشود؛ در چنین چارچوبی «آخرین گشت» اجازه دهد انگیزهها بهتدریج روشن شوند. با پیش رفتن ماجرا، اعتماد میان افراد تغییر میکند به همین دلیل آدمها مجبور میشوند میان خواسته شخصی و جمعی انتخاب کنند.