در کمدی «The Last Laugh»، آل هارت، مدیر برنامه بازنشستهای که سالها از صحنه سرگرمی فاصله گرفته، در یک مرکز سالمندان با بادی گرین روبهرو میشود؛ کمدینی که دههها پیش درست زمانی که میتوانست مشهور شود، حرفهاش را کنار گذاشت. آل متقاعد میشود هنوز برای بازگشت دیر نشده و بادی را ترغیب میکند یک تور استندآپ برگزار کند. این دو از آسایشگاه بیرون میزنند و سفری جادهای میان باشگاههای کمدی، شهرهای کوچک و خاطرات قدیمی آغاز میکنند. بادی باید دوباره با ترس از صحنه و این پرسش روبهرو شود که آیا شوخیهایش هنوز با مخاطب امروز ارتباط دارد، در حالی که آل نیز فرصت پیدا میکند به تصمیمهای گذشته خودش نگاه کند. فیلم درباره بازنشستگی به معنای پایان توانایی نیست و طنز را با موضوع دوستی و فرصت دوم ترکیب میکند. مسیر آنها بیشتر از دستیابی به شهرت دوباره، به اثبات این نکته تبدیل میشود که میل به خلق کردن و تجربه تازه محدود به سن خاصی نیست.