ایوان، قهرمان افسانهای بلگوریه، پس از ماجراهای قبلی تلاش میکند زندگی آرامی با واسیلینا داشته باشد، اما ورود نیرویی تاریک تعادل میان دنیای افسانه و جهان امروز را دوباره به هم میزند. موجود یا فرستادهای مرموز از تاریکی وارد بلگوریه میشود و تهدیدی ایجاد میکند که حتی جادو و قهرمانان قدیمی برایش پاسخ آماده ندارند. ایوان ناچار میشود با بابا یاگا، کوشچی و دیگر شخصیتهای آشنا دوباره متحد شود. همزمان بخشی از ماجرا به مسکو یا دنیای مدرن کشیده میشود و شخصیتهای افسانهای با فناوری و زندگی امروزی روبهرو میشوند. ایوان که سالها در جایگاه «آخرین جنگجو» قرار گرفته، احساس میکند همه انتظار دارند همیشه راه حل را بداند. اما تهدید جدید بیشتر به گذشته و منشأ تاریکی مرتبط است و پیروزی فقط با قدرت شمشیر ممکن نیست. او باید میان زندگی شخصی و مسئولیتی که نسبت به دو جهان دارد تعادل پیدا کند و بفهمد قهرمانی دائمی به معنای انجام همه کارها به تنهایی نیست؛ اعتماد به کسانی که پیشتر دشمن یا رقیب بودند میتواند تنها راه مقابله با خطری باشد که مرز میان افسانه و واقعیت را از بین میبرد.