در سال ۲۰۲۸، تنش میان کشورهای جنوب آسیا و ائتلافی تازهتشکیلشده به نقطهای میرسد که هند از پیوستن به ساختار سیاسی و اقتصادی آن سر باز میزند. فشارهای دیپلماتیک خیلی زود به تحریم و سپس درگیری نظامی تبدیل میشوند. در داخل کشور، سیاستمداران و نیروهای امنیتی درباره نحوه پاسخ اختلاف دارند و مردم عادی با کمبود منابع، قطع ارتباطات و ناامنی روبهرو میشوند. تامیزاراسان، جوانی که در ابتدا بیشتر دغدغههای شخصی و خانوادگی دارد، ناخواسته وارد شبکه مقاومت میشود و باید در شرایطی تصمیم بگیرد که نظم سیاسی سابق دیگر وجود ندارد. نیروهای مهاجم از فناوری و اتحاد منطقهای برای کنترل نقاط راهبردی استفاده میکنند و گروههای داخلی نیز همیشه در یک جبهه نیستند. جنگ به جای نبردی دور از شهرها، مستقیماً زندگی مردم را تغییر میدهد. شخصیتها باید در میان فروپاشی نظم، خیانتهای سیاسی و تهدید نظامی راهی برای حفظ خانواده و جامعه پیدا کنند، در حالی که نتیجه درگیری میتواند شکل آینده کل منطقه را تغییر دهد.