آرتی کرافورد، کهنهسرباز جنگ جهانی دوم، در خانه سالمندان زندگی میکند و برای سالگرد نرماندی تصمیم میگیرد به فرانسه برود. اطرافیانش نگران سن و وضعیت جسمی او هستند و سفر رسمی برایش ساده نیست، اما آرتی بدون سروصدای زیاد برنامه خودش را میچیند. «The Last Rifleman» سفر یک پیرمرد را به سفری در حافظه تبدیل میکند. او در مسیر دوباره با مکانها و خاطراتی روبهرو میشود که دههها دربارهشان حرف نزده و تجربه جنگ برایش هنوز فقط موضوع تاریخی نیست. ملاقات با دیگران بخشهایی از احساس گناه، دوستی و فقدان را آشکار میکند. هدف ظاهری رسیدن به مراسم یادبود است، اما سفر به او فرصت میدهد با چیزی شخصیتر روبهرو شود که سالها عقب انداخته است. فیلم به جای تصویر قهرمانانه و بینقص از سرباز قدیمی، روی انسانی تمرکز دارد که هنوز از انتخابها و فقدانهای جوانیاش تأثیر میگیرد. آرتی میخواهد پیش از آنکه خیلی دیر شود ادای دینی را انجام دهد و بفهمد چگونه میتوان با گذشته آشتی کرد بدون اینکه اهمیت کسانی را که در آن جا ماندهاند کم کرد.