پدر و پسری در جامعهای دورافتاده زندگی میکنند و باور دارند جهان بیرون نابود شده است. ورود زنی زخمی، حقیقتی متفاوت را پیش روی پسر میگذارد و اعتماد او به پدر را متزلزل میکند. در پس اتفاقهای پرتنش، اثر به تنهایی و نیاز آدمها به پذیرفتهشدن نیز توجه دارد.