اسکات هافمن، کارمند پنتاگون، مأمور میشود درخواست اعطای مدال افتخار به ویلیام پیتسنبارگر را بررسی کند؛ امدادگر نیروی هوایی آمریکا که در جریان جنگ ویتنام جان خود را برای کمک به سربازان گرفتار به خطر انداخت. پرونده بیش از سه دهه قدیمی است و هافمن ابتدا آن را وظیفهای اداری میبیند که باید هرچه سریعتر تمام شود. برای تکمیل گزارش، او با کهنهسربازانی دیدار میکند که در عملیات حضور داشتهاند و هر کدام بخشی از اتفاقهای آن روز را به یاد دارند. روایتهای آنها نشان میدهد اقدام پیتسنبارگر بسیار فراتر از چیزی بوده که در اسناد رسمی آمده است. هافمن همچنین متوجه میشود دلایل سیاسی و اداری ممکن است در نادیده ماندن پرونده نقش داشته باشند. هرچه تحقیقات شخصیتر میشود، او باید میان فشارهای شغلی و مسئولیتی که نسبت به شاهدان و خانواده سرباز احساس میکند تصمیم بگیرد و بفهمد چرا این تقدیر سالها به تأخیر افتاده است.