«A Fire in the Cold Season» در جنگلها و شهرهای کوچک نیوفاندلند میگذرد و با کشف یک جسد توسط اسکات، شکارچی و تلهگذار منزوی، آغاز میشود. او بهجای رفتن مستقیم سراغ پلیس، ناخواسته وارد زنجیرهای از تصمیمها میشود که او را به مونا، زنی باردار و سوگوار، میرساند. ارتباط میان جسد، گذشته مونا و گروهی از خلافکاران محلی بهتدریج روشن میشود و دو شخصیت اصلی متوجه میشوند کسانی در تعقیب آنها هستند. فضای سرد، جادههای خلوت و جنگلهای گسترده فقط پسزمینه نیستند؛ انزوا باعث میشود کمک گرفتن دشوار و هر تعقیب خطرناکتر شود. فیلم خشونت را با ریتمی آرامتر از تریلرهای معمول پیش میبرد و به رابطه محتاطانه میان دو فرد آسیبدیده زمان میدهد. اسکات که عادت دارد از آدمها فاصله بگیرد، مجبور میشود مسئولیت امنیت فرد دیگری را بپذیرد. داستان میان جنایت محلی، بقا در طبیعت و تلاش برای خروج از چرخهای حرکت میکند که یک کشف اتفاقی آن را آغاز کرده است.