والدک پس از ماجراهای گذشته اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده و همراه دوستانش وارد تعطیلات تازهای میشود. این بار سفر او را از بازیهای رایانهای و فضای آشنا دور میکند و با موقعیتهایی روبهرو میسازد که باید بدون تکیه بر دیگران تصمیم بگیرد. پیدا شدن سرنخی درباره پدری که مدتها در زندگیاش حضور نداشته، کنجکاوی والدک را بیشتر میکند و او تصمیم میگیرد حقیقت را درباره بخشی از خانوادهاش پیدا کند. مادر و خالهاش نگراناند این جستوجو دوباره او را ناامید کند، اما والدک معتقد است برای بزرگ شدن باید پاسخ پرسشهای قدیمی را بداند. دوستانش در این مسیر همراه او هستند و سفر به مجموعهای از چالشهای واقعی تبدیل میشود که با مسابقه و بازی تفاوت دارد. والدک باید بفهمد خانواده فقط کسانی نیستند که از نظر خونی با او ارتباط دارند و گاهی کسانی که در سختترین لحظهها کنارش میمانند نقش مهمتری در شکل دادن آیندهاش دارند.