ریکاردو تروژی در سال ۱۹۹۵ جوانی جاهطلب در کبک است که بعد از موفقیتهای اولیه در مسابقات و پروژههای رسانهای، فرصتی برای ورود جدیتر به صنعت فیلم و تلویزیون پیدا میکند. او همچنان میان خانواده ایتالیایی-کانادایی، دوستان، رابطه عاطفی و رؤیای ساختن آیندهای خلاقانه گرفتار است. دهه ۱۹۹۰ با موسیقی، فرهنگ عامه و تحولات سیاسی کبک پسزمینه تصمیمهای اوست و ریکاردو مثل همیشه مطمئن نیست کدام انتخاب بعدها تبدیل به خاطرهای خندهدار و کدام تبدیل به اشتباهی مهم خواهد شد. تلاش برای پیشرفت حرفهای او را با آدمهایی روبهرو میکند که قوانین نانوشته صنعت را بهتر میشناسند و اعتمادبهنفسش همیشه با تجربه واقعی برابر نیست. رابطهاش با والدین نیز در حال تغییر است، زیرا دیگر نوجوان نیست اما هنوز کاملاً از انتظارات خانواده جدا نشده است. فیلم بخشی دیگر از زندگینامه نیمهداستانی تروژی را روایت میکند و یک سال مشخص را به نقطهای تبدیل میکند که در آن شغل، هویت فرهنگی و بزرگسالی همزمان نیاز به تصمیم دارند.