هاتوری چیس زندگی پر از غفلت و سوء استفاده را داشته است، بدون هر چیزی شبیه عشق. او به دور از صمیمیت خانواده، گرفتاری ها و گرفتاری های خود را داشته است. درست زمانی که به نظر می رسد تمام امید از دست رفته است، یک برخورد سرنوشت ساز در انتظار او است. وقتی مردی با سر یک جانور با قدرت های عجیب و غریب، او را از طریق حراج برده به دست آورد، زندگی Chise دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد. این مرد یک "مجوس" است، یک جادوگر با قدرت بزرگ، که تصمیم می گیرد Chise را از بندهای اسارت آزاد کند. مجوس سپس اظهارات جسورانه ای می کند: چیس شاگرد او می شود - و عروس او!