توماز، یک سرباز سابق که اکنون در لندن بی خانمان است، در خانهای در حال پوسیدگی، جایی برای اقامت پیشنهاد میشود که در آن یک زن جوان و مادرش در حال مرگ زندگی میکنند. وقتی توماز عاشق مگدا می شود، توماز نمی تواند سوء ظن خود را مبنی بر اینکه ممکن است چیزی موذی در کنار آنها زندگی کند نادیده بگیرد.