ستاره ها همه چیز هستند و توانایی هایی را به Tamer ها می دهند. بنابراین وقتی آیوی بدون یکی به دنیا آمد، روستای او آن را به فال نیک گرفت! او که اکنون تبعید شده است، برای زنده ماندن، زندگی تنهایی خود را با جمع آوری زباله می گذراند. این تا زمانی است که او با سورا، یک لجن کوچک ضعیف، در جنگل دوست می شود. این دو نفر ظریف با هم سفری دلچسب برای بقا را آغاز می کنند و متوجه می شوند که آیوی چیزهای بیشتری از بی ستاره بودن دارد.