ابیگیل بیانچی، وکیل و معتاد الکلی در حال بهبودی، پس از رسیدن به پایین ترین سطح، در تلاش است تا حرفه و خانواده خود را دوباره کنار هم قرار دهد. به عنوان شرط مشروط شدن، ابی مجبور میشود در شرکت پدرش، Svensson and Associates کار کند و برای اولین بار در حقوق خانواده فعالیت کند و در عین حال با برادر ناتنی و خواهر ناتنیاش که هرگز ملاقات نکرده است، روابط جدیدی برقرار کند. نتیجه یک شرکت حقوقی خانواده ناکارآمد است که برای کمک به سایر خانواده ها در مورد نارسایی های خود فعالیت می کند.