کورت والاندر، کارآگاه پلیس سوئد، پروندههای قتل پیچیده را در شهر ایستاد بررسی میکند. تحقیقات او اغلب با مسائل اجتماعی، خشونت پنهان و زندگی شخصی فرسودهاش گره میخورد. ساختار قصه همزمان، روی واکنشهای کوچک مکث میکند تا روشن شود چرا ترس میتواند قضاوت را تغییر دهد. بخش قابلتوجهی از قصه، پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند و چنین تمرکزی از یک شعار ساده فراتر میرود. جهانی که ماجرا در آن رخ میدهد، واکنشها را تحت تأثیر قرار میدهد و چنین فضایی بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد. در ادامه، ابهامهای تازه شکل میگیرند و هر طرف ناچار شود با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند. در محدودهای بدون اسپویل، رابطهها همچنان مرکز توجهاند؛ با چنین تمرکزی «والاندر» به جای نتیجه فوری روی روند اتفاقات بایستد. داستان در میانه تنش، جزئیات بیشتری آشکار میکند به شکلی که معلوم شود چرا همکاری بدون پذیرش تفاوتها آسان نیست. زمان و مکان روایت، راه فرار ساده را میبندد و نتیجه این وضعیت مسیر رسیدن به پاسخ را دشوار میسازد.