کوبا، نوجوان هفدهساله لهستانی، در خانوادهای بزرگ شده که فوتبال فقط ورزش نیست و عضویت در گروه هواداران افراطی بخشی از هویت مردان اطرافش محسوب میشود. با آزادی پدرش میخال از زندان، کوبا بیش از گذشته به دنیای هولیگانهای باشگاه گلادیوس نزدیک میشود. زیگا، چهره بانفوذ گروه، به او توجه نشان میدهد و نوجوان برای نخستین بار احساس میکند میان مردانی که تحسینشان میکند پذیرفته شده است. مأموریتهای کوچک به جابهجایی مواد، درگیری با هواداران رقیب و تصمیمهایی میرسند که دیگر نمیتوان آنها را فقط بخشی از شور فوتبال دانست. کوبا همزمان با بلانکا رابطهای عاطفی شکل میدهد و میخواهد پول و استقلال بیشتری داشته باشد، اما هر قدم در شبکه زیگا خروج از آن را دشوارتر میکند. بازگشت پدر نیز رازها و خیانتهای قدیمی را زنده میکند و کوبا باید بفهمد «وفاداری به باشگاه و خانواده» تا چه اندازه واقعی است و از کجا به ابزاری برای کنترل و جرم تبدیل میشود.