ایموجن سالتر مأمور باتجربه MI6 مأمور میشود زنی به نام عادیله را از اردوگاه پناهندگان در مرز ترکیه و سوریه خارج کند. سرویسهای اطلاعاتی احتمال میدهند عادیله یکی از اعضای بلندپایه داعش باشد و اطلاعاتی درباره حملهای قریبالوقوع در اروپا در اختیار داشته باشد. ایموجن باید در مسیر استانبول، پاریس و لندن اعتماد او را به دست بیاورد و بفهمد کدام بخش از داستانش حقیقت است. رابطه دو زن به بازی پیچیدهای از اعتراف، دروغ و همدلی تبدیل میشود؛ هرکدام میداند دیگری چیزی را پنهان میکند اما برای رسیدن به هدف به او نیاز دارد. پشت صحنه، مأموران CIA و DGSE درباره نحوه مدیریت پرونده اختلاف دارند و رقابت اطلاعاتی میتواند عملیات را به خطر بیندازد. دختر عادیله نیز به یکی از نقاط حساس ماجرا تبدیل میشود و ایموجن باید میان دستور رسمی و تصمیمی که خودش درست میداند انتخاب کند. سریال جاسوسی نشان میدهد در عملیاتی که هزاران جان ممکن است در خطر باشد، پیدا کردن حقیقت فقط به بازجویی وابسته نیست؛ باید فهمید فرد مقابل چرا دروغ میگوید و چه چیزی حاضر است برای محافظت از آن قربانی کند.