ژول مگره، بازرس مشهور پلیس پاریس، پس از پیدا شدن جسد دختر جوانی با لباس شب گرانقیمت در میدان شهر، مسئول پرونده میشود. هیچ مدرک هویتی همراه قربانی نیست و در ابتدا کسی برای شناسایی او مراجعه نمیکند. مگره با روش آرام و مشاهدهگرانهاش به جای تعقیب فوری مظنون، تلاش میکند بفهمد دختر چه کسی بوده و در روزهای آخر زندگیاش با چه افرادی ارتباط داشته است. تحقیقات او را به خانوادههای مرفه، دوستیهای پیچیده و دنیایی میرساند که قربانی تلاش میکرد به آن تعلق پیدا کند. پرونده برای مگره شخصیتر میشود، زیرا جوانی و تنهایی دختر چیزی را در زندگی و خاطرات خودش زنده میکند. فیلم فرانسوی بر اساس رمان ژرژ سیمنون بیشتر از اکشن روی فضای شهر، گفتوگو و جزئیات رفتاری تمرکز دارد. مگره باید هویت قربانی را پیش از قاتل پیدا کند، چون فهمیدن اینکه او چگونه زندگی میکرد و چرا کسی ناپدید شدنش را گزارش نکرده، کلید درک انگیزه قتل است.