میا از اعتیاد فرار می کند و یک زندگی حرفه ای را در اسکاتلند ترک می کند. او دعوت عروسی خواهر خود را در نیوزلند میپذیرد که بعد از ورود، عروس را مرده میبیند. میا که در غم و اندوه گرفتار شده و توسط یک جاذبه تاریک به نامزد خواهر مرحومش، یوان کشیده شده است، به زودی متوجه می شود که آشنایی در میان یک جامعه کوچک اسرار و تنش ها را ایجاد می کند و بافت شکننده خود شهر را به خطر می اندازد.