در یک جهان فانتزی تاریک، شخصیت اصلی میان نیروهایی که برای کنترل سرنوشت او رقابت میکنند گرفتار میشود. قدرتهای ناشناخته و رابطههای پیچیده باعث میشوند تشخیص دوست و دشمن هرچه دشوارتر شود. در «مشکی»، فضای پیرامون شخصیتها، دامنه انتخابها را محدود میکند و چنین محدودیتی بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد. در لایه شخصی داستان، وفاداری به آزمون گذاشته میشود که زیر فشار با تصمیمهای اصلی گره میخورد. داستان میان اتفاقات اصلی، پیامدهای انسانی را دنبال میکند تا دلیل رفتارها روشنتر شود و گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. در طول این مسیر، انتخابها دشوارتر میشوند تا هرکدام مجبور شوند از یکدیگر کمک بگیرند. تا پیش از رسیدن به نتیجه، مسیر حل مسئله اهمیت خودش را حفظ میکند؛ در نتیجه «مشکی» فشار بیرونی و درونی را کنار هم نگه دارد. شرایط بیرونی داستان، راه فرار ساده را میبندد که در طول روایت بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد.