جیانگ سی پس از تجربه زندگیای پر از خیانت و پشیمانی فرصتی پیدا میکند به گذشته بازگردد و تصمیمهایی را که سرنوشتش را نابود کرده بودند از نو بگیرد. او این بار میداند چه کسانی در خانواده و دربار ظاهر دوستانه دارند اما در آینده علیه او عمل خواهند کرد. به جای تکرار مسیر قبلی، تلاش میکند از ازدواج یا اتحادی که برایش تعیین شده دور بماند و از کسانی که دوستشان دارد محافظت کند. در این میان رابطهاش با یو جین، مردی که در زندگی پیشین نقش مهمی داشته، پیچیدهتر میشود؛ جیانگ سی نمیداند تا چه اندازه باید به دانستههای آینده تکیه کند و آیا تغییر رفتار خودش نیز شخصیت و انتخاب دیگران را عوض خواهد کرد. رقابت خانوادگی، سیاست دربار و مسئله جانشینی باعث میشوند هر اقدام کوچک پیامد بزرگتری داشته باشد. او باید بدون آشکار کردن راز بازگشت در زمان، دشمنان را پیش از حرکتشان شناسایی کند و همزمان مراقب باشد وسواس برای اصلاح آینده به همان شکل دیگری از کنترل تبدیل نشود. داستان درباره زنی است که برای نخستین بار میخواهد زندگی را نه بر اساس ترس از گذشته، بلکه بر اساس انتخاب آگاهانه خودش بسازد.