دو پلیس از اسپانیا و برزیل مأمور پیدا کردن سانتو، قاچاقچی مواد مخدری میشوند که هویت و چهرهاش تقریباً برای هیچکس شناختهشده نیست. کاردونا در برزیل برای نفوذ به شبکه سانتو وارد عملیاتی خطرناک میشود و میلان، افسر اسپانیایی، در مادرید با پروندهای مشابه روبهروست. قتلهای آیینی و نشانههای مذهبی نشان میدهند سازمان فقط یک شبکه تجاری معمولی نیست و اعضا رهبرشان را تقریباً به شکل موجودی مقدس یا ترسناک میبینند. دو کارآگاه روشهای متفاوتی دارند و هرکدام گذشته و آسیب شخصی خودش را حمل میکند. وقتی مسیر تحقیقاتشان به هم میرسد مجبور میشوند بدون اعتماد کامل همکاری کنند. سانتو از ناشناس ماندن به عنوان بزرگترین سلاح استفاده میکند و حتی مشخص نیست فردی واحد است یا نامی که شبکه برای ساختن ترس به کار میبرد. سریال جنایی از فضای برزیل و اسپانیا استفاده میکند و پلیسها را در تعقیب دشمنی قرار میدهد که قبل از دستگیری باید ابتدا ثابت کنند واقعاً چه کسی است. هر بار که فکر میکنند به او نزدیک شدهاند، مشخص میشود فرد مقابل شاید فقط لایه دیگری از سازمان باشد.