هان جییول دامپزشکی در سئول است که تصور میکند برای دیداری کوتاه به روستای هیدونگ میرود، اما پدربزرگش ناگهان مسئولیت درمانگاه دامپزشکی و مراقبت از حیوانات روستا را به او میسپارد. زندگی آرام روستایی برای جییول چندان آرام نیست؛ او باید با دامهای بزرگ، همسایههای کنجکاو و فرهنگی روبهرو شود که همه از کار یکدیگر خبر دارند. در این میان با آن جایونگ، افسر پلیس محلی پرانرژی، آشنا میشود که تقریباً همه اهالی او را میشناسند و برای حل مشکلاتشان به او اعتماد دارند. جایونگ خاطرهای از کودکی دارد که جییول بهوضوح به یاد نمیآورد و همین گذشته مشترک به رابطه امروز آنها معنا میدهد. «Once Upon a Small Town» یک عاشقانه روستایی است که تفاوت سبک زندگی شهری و جامعه کوچک را محور قرار میدهد. جییول ابتدا میخواهد فقط دوره غیبت پدربزرگ را تحمل کند، اما ارتباط با حیوانات، مردم و جایونگ باعث میشود نگاهش به محل تغییر کند. داستان بیش از درام بزرگ، از برخوردهای روزانه و نزدیک شدن تدریجی دو شخصیت استفاده میکند.