حیدرعلی انتقام قتل خانوادهاش را میگیرد و به زندان میرود، جایی که در مدار خطرناکترین کارتل جنایی ترکیه قرار میگیرد. او که توسط اطلاعات استخدام شده است تا آن را از درون برچیده کند، باید اعتماد رئیس بی رحم آن را جلب کند - مردی که نزدیک ترین متحد او می شود. سه سال بعد، آزادی مرگبارترین عارضه را به همراه دارد: زنی که او هرگز از دوست داشتنش دست برنداشت، اکنون همسر همان مرد است.