در روستایی دورافتاده در هند، گروهی نظامی برای پاکسازی تونلی قدیمی اعزام میشوند تا مسیر پروژهای عمرانی باز شود. هشدارهای مردم محلی درباره نفرینی مربوط به دوران استعمار نادیده گرفته میشود و با شکستن مهر تونل، نیرویی که مدتها محبوس بوده آزاد میشود. درون گذرگاه، هنگی از سربازان بریتانیایی قرن نوزدهم به شکلی زامبیمانند بازگشتهاند و فرمانده آنها همچنان میخواهد مأموریت گذشتهاش را ادامه دهد. تیم امروزی و ساکنان روستا در ساختمانی محاصره میشوند و باید هم با موجودات مسلح و هم با اختلافهای خودشان مقابله کنند. فرمانده ویکرام سیروهی در میانه بحران با تصمیمهایی روبهرو میشود که وفاداری او به دستورهای سازمانی را زیر سؤال میبرند. مینیسریال «Betaal» وحشت زامبی را با تاریخ استعمار بریتانیا و طمع معاصر پیوند میدهد و از یک مأموریت امنیتی معمولی، نبردی فراطبیعی و فشرده میسازد. فضای بسته و تاریک پاسگاه و تونل، محاصره را شدیدتر میکند و گذشته استعمار را به تهدیدی کاملاً فیزیکی در زمان حال بدل میسازد. شرکت خصوصی پشت عملیات نیز منافع اقتصادیاش را بر هشدارهای محلی ترجیح داده است.