زنی سالخورده که سالها با خاطراتی دردناک و رازهایی حلنشده زندگی کرده، در مقطعی از زندگی مجبور میشود به گذشتهای برگردد که مدتها تلاش کرده بود آن را فراموش کند. یک پرونده قدیمی و ارتباط دوباره با افرادی که زمانی بخشی از زندگیاش بودند، او را وارد جستوجویی میکند که مرز میان خاطره شخصی و حقیقت قابل اثبات را مبهم میسازد. هر سرنخ بخشی از اتفاقهایی را روشن میکند که در جوانی او رخ داده و هنوز بر روابط امروز اثر دارد. زن میداند زمان زیادی برای رسیدن به پاسخ ندارد و باید با افرادی روبهرو شود که ممکن است روایت متفاوتی از همان گذشته داشته باشند. داستان بر تلاش او برای فهمیدن آنچه واقعاً اتفاق افتاده تمرکز دارد، بدون اینکه هر خاطره را حقیقت قطعی بداند؛ زیرا سالها سکوت، ترس و پنهانکاری باعث شدهاند حتی نزدیکترین افراد نیز درباره یک رویداد مشترک برداشتهای متفاوتی داشته باشند.