«The Confession» یک مینیسریال جنایی کوتاه با محوریت گفتوگوی میان یک آدمکش حرفهای و کشیشی سالخورده است. داستان از شب کریسمس آغاز میشود؛ مرد مسلح وارد کلیسا میشود، به اتاق اعتراف میرود و به جای اعترافی معمول، شروع به تعریف قتلهایی میکند که در طول کارش انجام داده است. کشیش ابتدا میکوشد او را به پشیمانی و توقف خشونت برساند، اما خیلی زود روشن میشود قاتل فقط برای طلب بخشش نیامده و هدفی مشخص از این ملاقات دارد. بخش زیادی از تنش در گفتوگوی دو نفر شکل میگیرد: یکی به منطق حرفهای، قرارداد و بقا تکیه دارد و دیگری سعی میکند مفهوم گناه، اختیار و امکان رستگاری را مقابل او قرار دهد. با پیشرفت قسمتها، گذشته هر دو شخصیت و ارتباطهای پنهان میان اعتراف و مأموریت فعلی آشکارتر میشود. ساختار فشرده و فضای محدود کلیسا به سریال حالتی شبیه نمایش دو نفره میدهد و اکشن بیرونی را با نبرد اخلاقی و روانی درون اتاق اعتراف ترکیب میکند.