اَن ویلیامز در سال ۱۹۸۹ پسر پانزدهسالهاش کوین را در فاجعه ورزشگاه هیلزبورو از دست میدهد؛ حادثهای که در جریان مسابقه فوتبال به مرگ نودوشش نفر و بعدها با بازنگری آمار به قربانیان بیشتری منجر میشود. گزارشهای رسمی اولیه بخش بزرگی از مسئولیت را متوجه هواداران میکنند و تحقیقات پزشکی میگوید همه قربانیان تا ساعت مشخصی قابل نجات نبودهاند. اَن با شنیدن شهادت شاهدانی که میگویند کوین بعد از آن زمان هنوز علائم حیات داشته، به نتیجه رسمی شک میکند. او سالها اسناد، گزارشهای پزشکی و شهادتها را جمعآوری کرده و با خانوادههای دیگر برای بازگشایی پرونده مبارزه میکند. این مسیر به زندگی خانوادگی، سلامت و روابطش فشار زیادی وارد میکند، اما حاضر نیست پرونده پسرش فقط با یک حکم اداری بسته شود. مینیسریال چهارقسمتی بر مبارزه واقعی اَن ویلیامز برای تغییر روایت رسمی هیلزبورو تمرکز دارد و نشان میدهد چگونه یک مادر بدون قدرت سیاسی یا حقوقی ویژه، سالها در برابر نهادهایی ایستاد که اعتراف به اشتباه برایشان پیامد سنگینی داشت.