آرپیت افسر پلیس در منطقهای دورافتاده از هند است که پس از مرگ یکی از همکارانش وارد پروندهای میشود که به مجموعهای از قتلها و باورهای محلی درباره موجودات ماورایی ارتباط دارد. در همان زمان، دِو، مردی با گذشتهای تاریک، به منطقه بازمیگردد و حضورش با اتفاقهای تازه همزمان میشود. مردم روستا درباره نفرین و نیرویی باستانی حرف میزنند، اما آرپیت تلاش میکند از شواهد و روشهای پلیسی استفاده کند. هرچه تحقیقات جلو میرود، مرز میان جرم انسانی و پدیدهای که توضیح منطقی ندارد ضعیفتر میشود. جنگل، شب و فرهنگ محلی نقش مهمی در فضای پرونده دارند و شاهدان همه اطلاعات را مستقیم بیان نمیکنند. آرپیت متوجه میشود گذشته خودش و دِو نیز به شکل غیرمنتظرهای با راز اصلی پیوند خورده است. او باید پیش از آخرین ساعت یا مرحله بحرانی، بفهمد چه کسی واقعاً مسئول مرگهاست و آیا نیرویی که مردم از آن میترسند علت جنایت است یا پوششی برای کاری که انسانها سالها انجام دادهاند.