راجا بیچاره رستورانی را درست در مقابل هتلی پنج ستاره باز می کند که توسط صاحبش سینگانیا اداره می شود و خشم او را برانگیخته است. صاحب هتل ثروتمند از تمام نفوذ خود برای حذف راجا استفاده می کند، اما بیهوده. وقتی دخترش کیران می خواهد با هتلدار فقیر ازدواج کند، اوضاع برای مرد ثروتمند بدتر می شود. مرد ثروتمند امتناع می کند و منجر به درگیری و شرطی می شود - که راجا برآورده می کند، او تقریباً یک شبه ثروتمند می شود و برای دست کیران پیشنهاد می دهد. هتلدار ثروتمند با اکراه او را به عنوان داماد خود می پذیرد، اما کیران با مردی به نام راهول فرار می کند.