وقتی بلانچ با گرگوار ملاقات می کند، فکر می کند که یکی را پیدا کرده است. پیوندهایی که آنها را به هم پیوند می دهد به سرعت رشد می کند و یک رابطه پرشور شروع می شود. آنها با هم نقل مکان می کنند. برای بلانچ، دور از خانواده اش، از خواهر دوقلویش، رز، زندگی جدیدی آغاز می شود. اما کم کم او خود را در چنگال مردی عمیقاً مالک و خطرناک گرفتار می یابد.