نالان، معمار مهربان و باهوشی که برای بزرگترین هتل های زنجیره ای ترکیه کار می کند، رازی را با خود حمل می کند که هیچ کس نمی داند. صدات، وارث ثروتمند شرکت، سالها را در یک رابطه ممنوعه با یک فرد اجتماعی مسن گذرانده است - تا اینکه پدر قدرتمندش او را مجبور به ازدواج میکند تا از امپراتوری خانواده محافظت کند. دو غریبه در بند تعهد، که هر کدام زخم های گذشته ای دردناک را پنهان می کنند. آیا اتحاد بعید آنها به چیزی خارقالعاده تبدیل میشود یا تاریکی که آنها را دفن کردهاند، هر دوی آنها را میبلعد؟