کشاورز بازنشسته و بیوه آلوین استرایت یک روز متوجه می شود که برادر دورش لایل دچار سکته مغزی شده و ممکن است بهبود نیابد. آلوین مصمم است تا زمانی که هنوز می تواند اوضاع را با لایل درست کند، اما برادرش در ویسکانسین زندگی می کند، در حالی که آلوین بدون ماشین و بدون گواهینامه رانندگی در آیووا گیر کرده است. او سپس به این فکر میافتد که سفر را با ماشین چمنزنی قدیمیاش انجام دهد، بنابراین یک اودیسه زیبا و گاهی عمیقاً معنوی آغاز میکند.