لکسی نوبل زندگی خوبی را در حومه ادینبورگ سپری می کند تا اینکه شوهرش به قتل می رسد. همانطور که او تلاش می کند تا آنچه را که اتفاق افتاده است بفهمد، متوجه می شود که او برای رئیس جنایتکار بدنام کال موریس پول شویی کرده است. موریس و پلیس به عنوان شریک در شرکت حسابداری شوهر فقیدش علاقه مند به کنترل حرکات بعدی او خواهند بود.