دختر نوجوانی که مبتلا به اسکیزوفرنی است مشکوک می شود که همسایه اش کودکی را ربوده است. والدین او ناامیدانه سعی می کنند به او کمک کنند تا زندگی عادی داشته باشد، بدون اینکه اسرار غم انگیز خود را فاش کنند، و تنها کسی که او را باور می کند کالب است - پسری که حتی از وجودش مطمئن نیست.