یک نوجوان بزهکار 20 ساله وارسته برای کار در یک کارخانه چوب بری در یک شهر کوچک فرستاده می شود. در بدو ورود، او لباس کشیش می پوشد و به طور تصادفی بخش محلی را تصاحب می کند. آمدن این واعظ جوان و کاریزماتیک فرصتی برای جامعه محلی است تا روند بهبودی را پس از فاجعه ای که یک سال قبل رخ داده است، آغاز کند.