کیپ گربهای جوان و خیابانی است که در شهری شلوغ زندگی میکند و برای پیدا کردن غذا و امنیت باید هر روز با سگها، انسانها و دیگر حیوانات رقابت کند. او با گروهی از گربههای متفاوت آشنا میشود که هرکدام قلمرو و شخصیت خاص خودشان را دارند. زمانی که ساختمان یا محل زندگی آنها در معرض تخریب قرار میگیرد، گربهها مجبور میشوند اختلافهای قدیمی را کنار بگذارند و راهی برای پیدا کردن خانهای تازه یا دفاع از محیط خود پیدا کنند. کیپ در آغاز بیشتر به نجات خودش فکر میکند، اما ارتباط با بچهگربهها و دوستان جدید مسئولیتش را تغییر میدهد. سفر از کوچهها و پشتبامها به بخشهای ناشناخته شهر میرسد و خطرهای روزمره برای حیوانات کوچک بسیار بزرگتر از چیزی است که انسانها میبینند. داستان کودکانه بر دوستی، بقا و پیدا کردن حس تعلق تمرکز دارد و نشان میدهد «خانه» برای حیوانی بیصاحب لزوماً یک ساختمان مشخص نیست؛ جایی است که در آن امنیت، غذا و گروهی پیدا کند که حاضر باشند در زمان خطر یکدیگر را رها نکنند.