کوندوریتو، کرکس محبوب و بدشانس شهر پِلوتیلههو، زندگی آرامی با یاییتا دارد تا اینکه مادر فضایی و عجیب او، دونیا تره، بهطور اتفاقی توسط موجودات بیگانه ربوده میشود. کوندوریتو همراه برادرزادهاش کونِه راهی سفری میشود تا او را نجات دهد و خیلی زود از خیابانهای شهر به فضا میرسد. آدمربایان به دنبال شیئی یا راز باستانی هستند که تصور میکنند خانواده کوندوریتو در اختیار دارد و حاضر نیستند بدون رسیدن به هدف عقبنشینی کنند. کوندوریتو بیشتر به شوخی و بداهه تکیه دارد و معمولاً برنامه دقیقی ندارد، در حالی که کونِه گاهی منطقیتر از عمویش رفتار میکند. یاییتا نیز در زمین با پیامدهای ناپدید شدن خانواده روبهرو میشود و بهسادگی منتظر بازگشت او نمیماند. ماجرا با طنز اغراقآمیز کمیکهای کوندوریتو ترکیب شده و شخصیت اصلی باید در میان اشتباهها و دردسرها نشان دهد برای کسانی که دوستشان دارد حاضر است از محدوده راحت و عادتهای همیشگیاش خارج شود.