جورج و هارولد از اینکه نسخه معمول کریسمس برایشان به اندازه کافی هیجانانگیز نیست خسته شدهاند و تصمیم میگیرند با کمک ماشین زمان نسخه «بهتر» جشن را طراحی کنند. آنها در گذشته تغییراتی ایجاد میکنند تا سنتهای کریسمس را مطابق سلیقه خودشان عوض کنند و نتیجه، تعطیلاتی عجیب با نام «بلیسماس» است. در این نسخه، بعضی چیزهایی که دوست داشتند حذف شده و سنتهای تازهای جای آنها را گرفتهاند، اما تغییر کوچک در تاریخ پیامدهایی دارد که دو دوست پیشبینی نکرده بودند. آقای کراپ نیز مثل همیشه ناخواسته با شنیدن صدای خاص به کاپیتان زیرشلواری تبدیل میشود و آشوب بیشتر میگردد. جورج و هارولد باید دوباره در زمان حرکت کنند تا پیش از خراب شدن کامل جشن، تغییرات را اصلاح کنند. آنها میفهمند سنتها فقط مجموعهای از قوانین قدیمی نیستند و بسیاری از آنها به خاطرات و احساس آدمها وابستهاند. تلاش برای ساختن کریسمسی کاملاً مطابق خواسته خودشان نشان میدهد اگر همه چیز را حذف و جایگزین کنند، ممکن است همان بخشهایی را از دست بدهند که بدون توجه دوستشان داشتند.