جورج بِرد و هارولد هاچینز دو دانشآموز شیطان و خلاقاند که بیشتر وقتشان را صرف ساختن کمیک درباره ابرقهرمانی خندهدار به نام «کاپیتان زیرشلواری» میکنند. مدیر سختگیر مدرسه، آقای کراپ، از شوخیهای آنها خسته شده و تصمیم میگیرد دو دوست را در کلاسهای جدا قرار دهد. جورج و هارولد برای جلوگیری از این اتفاق با حلقه هیپنوتیزم مدیر را تحت تأثیر قرار میدهند و به شوخی به او میگویند خودش کاپیتان زیرشلواری است. مشکل زمانی آغاز میشود که کراپ واقعاً با شنیدن صدای بشکن وارد شخصیت قهرمان کمیک میشود و با شنیدن آب دوباره به مدیر عادی برمیگردد. همزمان دانشمند شروری به نام پروفسور پوپیپنتس وارد مدرسه میشود و از خنده متنفر است. نقشه او برای حذف توان خندیدن کودکان، شوخی دو پسر را به بحرانی واقعی تبدیل میکند. جورج و هارولد باید از قهرمانی محافظت کنند که خودشان تصادفی ساختهاند و بفهمند داستانهای مسخرهشان گاهی میتوانند از چیزی جدیتر از یک تنبیه مدرسهای جلوگیری کنند.