فرانکی-فور، لوک و دوستانشان دوباره برای مسابقه بزرگ سورتمهسواری در روستا آماده میشوند. این بار زک، تازهوارد ثروتمند و بااعتمادبهنفس، با سورتمهای پیشرفته وارد رقابت میشود و از همان ابتدا قصد دارد برنده شدنش را قطعی کند. فرانکی به مهارت طراحی و تجربه خودش اعتماد دارد، اما خیلی زود متوجه میشود رقیب فقط از فناوری بهتر استفاده نمیکند و ممکن است قوانین را نیز دور بزند. رقابت دوستانه به اختلافی جدی تبدیل میشود و اعضای تیم درباره اینکه چگونه باید پاسخ بدهند نظر یکسانی ندارند. بعضی میخواهند با تقلب مقابلهبهمثل کنند و بعضی معتقدند باید فقط روی ساخت سورتمه بهتر تمرکز کنند. در طول آمادهسازی، رابطههای دوستانه و حسادت نیز وارد ماجرا میشوند. روز مسابقه، شرایط برفی و سرعت بالا باعث میشوند ایمنی مهمتر از نتیجه شود. فرانکی باید تصمیم بگیرد آیا حاضر است برای شکست دادن زک همان روشی را استفاده کند که از او انتقاد میکرد یا میتواند ثابت کند رقابت واقعی زمانی معنا دارد که همه فرصت عادلانهای برای برد و باخت داشته باشند.