داگی سگ مهربانی است که در یک باشگاه کودکانه به گروه «سنجابها» فعالیتهای تازه یاد میدهد. کودکان با بازی، ساختوساز و حل مسئله نشانهای مختلف میگیرند و هر قسمت بر همکاری، کنجکاوی و اعتمادبهنفس تمرکز دارد. شرایط بیرونی داستان، واکنشها را تحت تأثیر قرار میدهد و همین شرایط اختلافها را برجستهتر میکند. در کنار خطر یا مأموریت، مسئله اعتماد است و این بخش با نتیجه اتفاقات بیرونی پیوند میخورد. داستان در میانه تنش، فضای اطراف را مهم نگه میدارد و در نتیجه میتوان دید چگونه یک حقیقت تازه برداشت قبلی را میشکند. در ادامه، خطر واقعی روشنتر میشود تا هرکدام مجبور شوند مسئولیت انتخاب خود را بپذیرند. در بخش عمده روایت، مسیر حل مسئله اهمیت خودش را حفظ میکند؛ همین مسئله باعث میشود «هی داگی» شخصیتها را در مرکز روایت حفظ کند. در بخشهای بعدی، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود و هر طرف ناچار شود هدف مهمتر را دوباره مشخص کنند.