در جهانی افسانهای، ماه و خورشید توسط نگهبانانی هدایت میشوند که وظیفه دارند تعادل شب و روز را حفظ کنند. مونه، موجودی جوان و خجالتی از مردم شب، برخلاف انتظار خودش به عنوان نگهبان تازه ماه انتخاب میشود. او هیچ تجربهای برای کنترل این مسئولیت بزرگ ندارد و اشتباههای اولیهاش فرصتی به نکروس، فرمانروای دنیای زیرین، میدهد تا خورشید را بدزدد و نظم جهان را بر هم بزند. مونه همراه گلیم، دختر جوانی که از جنس موم است و تغییر دما برایش خطرناک محسوب میشود، و سوهن، نگهبان مغرور خورشید، راهی سفری برای بازگرداندن آن میشود. تفاوت شخصیت سه همراه باعث اختلافهای مداوم است، اما هر کدام تواناییای دارد که دیگری فاقد آن است. ماجرا از سرزمینهای روشن و تاریک عبور میکند و مونه باید به جای تقلید از نگهبانان قبلی، روش خودش را برای ارتباط با ماه پیدا کند. داستان درباره اعتمادبهنفس، همکاری و پذیرفتن مسئولیتی است که ابتدا بزرگتر از توان فرد به نظر میرسد.