لوکاس پسربچهای است که از مورچههای حیاط خانه آزار میگیرد و خشمش را با خراب کردن لانه آنها خالی میکند. جادوگری مورچهها او را به اندازه خودشان کوچک میکند و لوکاس مجبور میشود مدتی در کلونی زندگی کند. او از نزدیک میبیند جامعه مورچهها چگونه همکاری میکند و کمکم دیدگاهش تغییر میکند. تهدید نابود کردن حیاط، لوکاس و مورچهها را به متحد تبدیل میکند. فضای «مورچه کش» از فضاسازی و رابطه میان افراد درگیر ماجرا پدید میآید؛ در «The Ant Bully» هر تغییر موقعیت، انگیزهها و جهت انتخابهای مهمی بعدی را روشنتر میکند. در «The Ant Bully»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «مورچه کش» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه پیوندها و نگاه کاراکترها را عوض میکند. در «مورچه کش»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «The Ant Bully» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند. در «مورچه کش»، تأکید روی پیامد انتخابها باقی میماند و «The Ant Bully» پیوندها کاراکترها را همزمان با گره مرکزی پیش میبرد.